|
سلام همسایه. سلام دوستای خوبم که توی دنیای مجازی دوستها و همسایه های خوبی برای من هستین. امروز دیگه از خاطره و داستان هیچی نمی گم.امروز می خوام براتون از فلسفه اسم وبلاگم بگم. خیلی منتظر موندم اما انگار برای هیچ کس سوال پیش نیومده. تا حالا هیچ کس توی دنیای مجازی نپرسیده چرا قهوه ی تلخ؟ اما این بار خودم می گم. شاید دلیلش به نظرتون خیلی مسخره بیاد اما خب اینم نظر منه دیگه. چرا قهوه ی تلخ ؟ حالا می گم: من فکر می کنم زندگی مثل یه فنجون قهوه ی تلخ تلخ می مونه حتی توی شیرین ترین لحظاتش توی قشنگترین ثانیه ها هم تلخ تلخ. آدما هم به صورت های مختلف قهوه های تلخشونو می خورن: بعضی ها یهو تا ته فنجون سر می کشن و می رن اون بالا بالاها پیش ابرا بعضی ها هم مثل خودم تحمل قهوه ی تلخ و ندارن با شیر و شکر سعی می کنن شیرینش کنن و تا آخر قهوه جا نزنن.بعضی ها هم نه تلخی زندگی رو قبول دارن و کم کم می چشن و کم کم تلخی قهوه رو تحمل می کنن. بعضی های دیگه هم محکم بینی شونو می گیرین و می نوشن که مزه زندگی رو نفهمن و راحت باشن. اما به نظر من آدم هر چقدر هم که قهوه شو شیرین کنه و توش شیر و شکر بریزه آخرش تلخی قهوه اشکشو در میاره. حالا فهمیدین چرا این قدر قهوه های تلخ براتون می ریزم؟ تمام سعی امو کردم که غمناک نبوده باشه. امیدوارم غصه دارتون نکرده باشم چون اعتقاد دارم گریوندن مردم و ناراحت کردنشون هیچ کاری نداره بی هنر ترین آدما هم می تونن این کارو بکنن اما هنر اصلی اینه که مردم و بخندونی و یا حداقل اگه خیلی آدم بی هنر باشه اشک مردم و درنیاره ( به خودم می گم بهتون بر نخوره!) همین. راستی این عکس شما رو یاد چی می ندازه؟
سلام همسایه. سلام دوستای خوبم که توی دنیای مجازی دوستها و همسایه های خوبی برای من هستین. امروز دیگه از خاطره و داستان هیچی نمی گم.امروز می خوام براتون از فلسفه اسم وبلاگم بگم. خیلی منتظر موندم اما انگار برای هیچ کس سوال پیش نیومده. تا حالا هیچ کس توی دنیای مجازی نپرسیده چرا قهوه ی تلخ؟ اما این بار خودم می گم. شاید دلیلش به نظرتون خیلی مسخره بیاد اما خب اینم نظر منه دیگه. چرا قهوه ی تلخ ؟ حالا می گم: من فکر می کنم زندگی مثل یه فنجون قهوه ی تلخ تلخ می مونه حتی توی شیرین ترین لحظاتش توی قشنگترین ثانیه ها هم تلخ تلخ. آدما هم به صورت های مختلف قهوه های تلخشونو می خورن: بعضی ها یهو تا ته فنجون سر می کشن و می رن اون بالا بالاها پیش ابرا بعضی ها هم مثل خودم تحمل قهوه ی تلخ و ندارن با شیر و شکر سعی می کنن شیرینش کنن و تا آخر قهوه جا نزنن.بعضی ها هم نه تلخی زندگی رو قبول دارن و کم کم می چشن و کم کم تلخی قهوه رو تحمل می کنن. بعضی های دیگه هم محکم بینی شونو می گیرین و می نوشن که مزه زندگی رو نفهمن و راحت باشن. اما به نظر من آدم هر چقدر هم که قهوه شو شیرین کنه و توش شیر و شکر بریزه آخرش تلخی قهوه اشکشو در میاره. حالا فهمیدین چرا این قدر قهوه های تلخ براتون می ریزم؟ تمام سعی امو کردم که غمناک نبوده باشه. امیدوارم غصه دارتون نکرده باشم چون اعتقاد دارم گریوندن مردم و ناراحت کردنشون هیچ کاری نداره بی هنر ترین آدما هم می تونن این کارو بکنن اما هنر اصلی اینه که مردم و بخندونی و یا حداقل اگه خیلی آدم بی هنر باشه اشک مردم و درنیاره ( به خودم می گم بهتون بر نخوره!) همین.
|
About
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 Links
چند قدم نزدیکتر به خدا |